عقلِ عقل

عقل عقلند اولیا و عقلها *** بر مثال اشتران تا انتها

عقلِ عقل

عقل عقلند اولیا و عقلها *** بر مثال اشتران تا انتها

عقلِ عقل

نگارنده این وبلاگ نماینده انقلاب اسلامی نیست، اما هوادار انقلاب اسلامی و هوادار هوادارن انقلاب اسلامی است و عهدی باطنی با انقلاب اسلامی و آرمانهایش دارد و از مخالفان انقلاب و جمهوری اسلامی به شدت "بیزار" است.

مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم
هوادارن کویش را چو جان خویشتن دارم

امام و آقا

پنجشنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۳، ۰۲:۳۲ ب.ظ

سال نو مبارک!

عکس امام و آقایی که برای نصب کردن به دیوار خانه مان در سال نو طراحی کردم.

حق چاپ و انتشار محفوظ نیست!

برکناری

سه شنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۳، ۰۸:۴۲ ق.ظ

جشنواره نگاری - 1
برکناری
وقتی وارد "کاخ" جشنواره می شوی اولین چیزهایی که جلب توجه می کند، آدمهای جوراجور و آرایشهای رنگارنگ و بوی ادکلن های گران قیمت است و البته چهره هایی که معمولا در قاب سینما و تلویزیون دیده ای، حالا در نیم متری تو ایستاده اند. تو با این فضا غریبه ای اما خود را یک شخص یاغی می پنداری و سعی می کنی مرعوب فضا نشوی. با خود می گویی سطحی نگر نباش. اینها ظواهر است. مساله اصلی سینمای ایران و فیلمهایش است. 
فیلمهایی که قرار است آینه رویای جمعی قوم ایرانی باشد. باید منتظر ماند و فیلمها را دید. همدلانه هم باید دید. نباید نق زد و تکفیر کرد. فیلمها خوب باشد یا بد، درآمده باشد یا در نیامده باشد، از آن برکنار نیستی. حتی اگر فیلمسازانش تنها، دغدغه ها و توهمات رفاه زدگان را به تصویر بکشند. حتی اگر بی دردی و بی مسأله گی از سر و روی فیلمهایشان ببارد. حتی... حتی... ، باز هم آینه جامعه ایران است و از آن برکنار نیستی. عده ای می گویند و از جهتی درست می گویند که این فیلمها نمایش دهنده عقاید و علایق مردمان این سرزمین نیست. مردمی که دست در دست روحانیت انقلاب کرده اند، هشت سال جنگیده اند، حصر اقتصادی شده اند، ترور شده اند و مورد هجوم رسانه های استکباری بوده اند. آنها می گویند سینما در اختیار عده ای خاص قرار گرفته و این با عدالت منافات دارد. اینها درست؛ اما تو به این حرفها دل خوش نباش و عذاب وجدانت را با این مُسکن ها التیام نبخش. مدعیان عدالت اگر در دام عافیت طلبی نیفتاده بودند و هر کدام در کنجی برای خودشان با پول بیت المال فضای حیاتی درست نکرده بودند و گرفتار سهم خواهی نشده بودند، بعد از سی و چند سال از انقلاب باید تحولی در سینما به وجود می آوردند و مگر سینما برکنار از اوضاع سیاسی و اقتصادی جامعه است؟ سینما نیز یک خرده نظام در کنار سایر خرده نظام هاست. مگر در جامعه ای که هر روز یک اختلاس جدید رو می شود، از سینمای ملی چه توقعی باید داشت؟ در انتظار چه هستی؟ معجزه؟! در انتظار معجزه نباش. اما امیدت را از دست نده. شجره طیبه عدالت، ریشه در وجود انسانهای آزاده ای دارد که بالاخره روزی میوه های شیرینش را خواهیم چید. تو دلت به این خوش باشد. شاید روزی عده ای انقلابی... . شاید آن کس من باشم! شاید خود تو باشی! شاید امام زمان باشد!
---------
پی نوشت:
ده روز با مشقت بسیار فیلمها را به همراه سید حسام الدین حسینی تحمل کردیم. انشاءالله سه چهار یادداشت دریاره جشنواره فجر  و فیلمهایش خواهم نوشت.

چرا باید از بدوی زندگی کردن نترسیم؟!

سه شنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۴:۴۹ ب.ظ

به خدا این را می فهمم که مسیر کرج تا تهران با اتوموبیل حدود نیم ساعت است و با الاغ چندین ساعت! اما این مرا قانع نمی کند که ماکسیما بهتر از خر است. وقتی که نه ماکسیما و نه بنزین ماکسیما را خودمان تولید نمی کنیم، چرا باید آنها را مصرف کنیم؟  اصلا یک نگاهی به دور و برمان بیندازیم. چند قلم از اشیائی که ما را احاطه کرده اند در کشور خودمان تولید می کنیم؟ ما حتی پوشاک و غذا و میوه جات را هم وارد می کنیم، چه رسد به تبلت و لپتاب و پورشه! امروز یک کارمند در شهری بزرگ مانند تهران و اصفهان می تواند همان گوشی موبایلی را بخرد که یک شهروند آمریکایی در تگزاس آن را می خرد! آیا این بی عدالتی نیست؟ در حالی که اولی ساعت کار مفیدش بیست دقیقه است و دومی هشت ساعت!

من بر آنم که مردم ما (بخوانید طبقه متوسط شهری) به سه دلیل توانسته اند تا به حال بدون تولید، به راحتی مصرف کنند:

پول نفت؛ که برای ما دلار به ارمغان می آورد و می توانیم پرتقال شب عید و گوشی موبایل و خودرو و لباس و کاغذ و... وارد کنیم.

نابرابری اقتصادی؛ زیرا اگر همان پول نفت را هم بین مردم به طور مساوی تقسیم می کردیم فضای تقاضا در بازار واقعی می شد و بازار و تولید بر اساس نیاز واقعی مشتری تنظیم می شد. چرا باید آن تهرانی از پول بیت المال متعلق به همه ملت، آنقدر بنزین بسوزاند خودش هم از دودش خفه شود؟!

رسانه نداشتن طبقه مستضعف جامعه؛ که اگر رسانه داشتند سرمایه داران و مفتخوران اقتصادی که رسانه ها غالبا در قبضه آنهاست نمی توانستند با جیغ بنفش، اراده خود را به مردم و مسئولان تحمیل کنند و دادشان بلند باشد که آی! مگر می شود بدون تعامل و آشتی با دنیا به توسعه رسید؟! که اگر مستضعفین رسانه داشتند طبقه متوسط شهری به توهم دچار نمی شد که زیر خط فقر است. که اگر رسانه داشتند آن مدعی تفکر در مقابل چند انتقاد فلسفی به تمدن تکنولوژیک غرب،  برآشفته نمی شد که طرح ایجابی شما چیست؟ مگر می شود در کپر زندگی کرد و با الاغ مسافرت نمود؟

من بر آنم که می شود در کپر زندگی کرد و مگر خون ما رنگین تر از کپرنشینان قلعه گنج کرمان است؟ در شرایط فعلی کشور، زندگی بدوی(زندگی بدور از تمدن تکنولوژیک) هم عقلانی تر است، هم اقتصادی تر است، هم محیط زیست را کمتر آلوده می کند و مهمتر از همه به عدالت نزدیکتر است.


پی نوشت:

مجله صوتی داد را به تازگی منتشر می کنیم. با پول نفت هم منتشر می کنیم. اما اگر پول نفت قطع شود انتشارش قطع نخواهد شد اگر خدا بخواهد.

اطلاعیه!

سه شنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۲، ۰۵:۵۳ ب.ظ

پس از نمایش و نقد به اصطلاح مستند سکولار نیستیم و قرار دادن آن روی سایت سیمافکر جمع زیادی از مخاطبان، این کار را در حد یک فیلم مستند ندانستند. در این رابطه چند نکته وجود دارد که به عرض می رسد:

1- این کار قرار بود در قالب گزارش تحلیلی یا تحقیقی ذیل بخش خبری رخداد سیمافکر منتشر و رویت شود که به دستور مدیران و با درنظر گرفتن ملاحظاتی که اکنون مجال بیان آن نیست، تحت عنوان مستند و در بخش سینمایی عرضه شد و خود این امر موجب سوء تفاهمات زیادی گشت.

2- این کار قرار بود برای مخاطب کاملا معمولی که چیزهایی راجع به روشنفکران دینی مانند آقای سروش، شنیده است، ساخته شود تا او را کمی دعوت به تفکر در بن مایه های اندیشه هایشان کند و از برخورد مرسوم سیاسی و فقهی با این جماعت عبور کرده و کمی به عمق برود تا مثلا کدیور یا سروش را نه صرفا به عنوان کسانی که اظهاراتی علیه ولایت فقیه یا زیر سوال بردن وحی دارند، بشناسد. از این روی مخاطب این کار به هیچ وجه برخی از نوحزب اللهی هایی نیست که در این چند ساله عمدتا تحت تاثیر برنامه هفت! مدعی نقد فرمالیستی سینما، تلویزیون، مستند، غرب، شرق، زمین، هوا و خدا! هستند. و حتی فرم هم نمی دانند چیست!

3- "سکولار نیستیم" در قالب یک گزارش تحلیلی و تحقیقی به نظرم کار موفقی است. نه از این باب که توانسته است فرمی بدیع عرضه کند. از این باب که درست طرح مساله می کند و با مخاطب احتجاج می کند و در پایان یک نتیجه می گیرد و تکلیفش با خودش و حرفی که می خواهد بزند روشن است. چیزی که در اغلب کارهای هنری و فرهتگی این روزهای ما دیده نمی شود. حالا نمی خواهم اسم ببرم!

4- به نظرم به جای پول نفت، اندیشه را باید آورد سر سفره مردم و این شدنی است و ما می توانیم!

مطلع عشق

جمعه, ۲۱ تیر ۱۳۹۲، ۰۵:۴۴ ب.ظ

به نام حق

سوره روم، آیه 21

وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ.

و از نشانه‏هاى او این که از خودتان همسرانى براى شما آفرید تا در کنارشان آرام گیرید، و میانتان دوستى و مهربانى نهاد. آرى در این [نعمت] براى مردمى که مى‏اندیشند نشانه‏هایى است.

-------------

حضرت رسول الله(ص):

انَّ خیرَ نسائِکمُ الوَلودُ الودود العفیفةُ العزیزةُ فی اهلها الذَّلیلةُ معَ بعلها...

به درستی که بهترین زنان شما کسی است که زاینده، مورد علاقه و محبوب، پاکدامن، عزیز و ارجمند در طایفه‏اش، رام نزد شوهرش... باشد.

-------------

حضرت خامنه ای(روحی فداه):

اسلام اصرار دارد بر اینکه این پدیده[ازدواج] در اوان خود، هر چه زودتر، از آغاز احساس نیاز انجام گیرد. این هم از اختصاصات اسلام است: هر چه زودتر بهتر... اینکه دخترها بگویند ما هنوز آماده ازدواج نشده ایم، پسرها بگویند ما هنوز عقل زندگی نداریم، حرفهای منطقی آنچنانی نیست.

.

بالاتر از واقعیات زندگی، آرزوها و عشقها و احساسات انسانی در زندگی نقش دارد. نقششان هم تبعی و درجه دوم نیست، بلکه نقش اصلی است... در ازدواج اصل قضیه محبت است.

.

بعضیها ازدواج را مشکل می کنند. مهریه های گران و جهیریه های سنگین ازدواج را مشکل می کند... من گمان می کنم آن کسانی که با مجالس و محافل سنگین، با مهریه ها و جهیزیه های سنگین کار را بر دیگران مشکل می کنند، حسابشان پیش خدا خیلی سخت است. نمی شود بگویند که آقا ما پول داریم، می خواهیم بکنیم، چون داریم!... این کارها جز اینکه یک عده جوان را، یک عده دختر را حسرت به دل بکند... چیز دیگری نیست... تا آمدند دخترش را بگیرند، چون دستش خالی است، این دختر بماند توی خانه. این پسر دانشجو یا کارگر یا کاسب ضعیف، هین طور غیر متاهل بماند.

-------------

میرزا اسماعیل دولابی:

عقد را در دنیا می بندند، ولی انعقاد مربوط به عالم بالاست. تا انعقاد نباشد، عقد صورت نمی گیرد. پس همسری را که دارید، اول خدا برایتان بریده بود که عقد شما هم عملی شد.

-------------

حضرت میرشکاک:

عصر ما عصر ادراک نور سیده النساء است و در تمام جهان تکاپوی یافتن عنصر اصلی زنانگی موج می زند. این عنصر در تمام ادیان و اساطیر نامهای گوناگون دارد.

-------------

پی نوشت:

1- بدین وسیله عقد ازدواجم را با عنایت ویژه حضرت بقیت الله، در تاریخ 17 تیرماه 1392، در سن 24 سالگی و با مهریه 14 سکه بهار آزادی، به اطلاع کلیه دوستان و آشنایان می رسانم. نمی دانم زود ازدواج کرده ام یا دیر؟!

2- مهریه سنگین 1370 سکه به نیت سال تولد دختر خانم نیست. 110 سکه و 313 سکه هم سنگین است. ولو به نیت تعداد یاران امام زمان یا نام مبارک حضرت علی(ع) باشد! نمی دانم آیا وقتی که پسر مطمئن است نمی تواند 110 سکه مهریه بدهد، اگر ازدواج کند، عقدش با دختر به لحاظ شرعی صحت دارد و به هم حلال می شوند یا خیر؟!

3- مطالعه کتاب "مطلع عشق" حضرت آقا را بدون نگاه سوبژکتیو توصیه می کنم.

4- به پدیده "مجردهای خودخواسته" در ایران امروز متعرض نمی شوم(هر چند آنان را قربانیانی می دانم که به پای بت توسعه و تجدد فدا کرده ایم). باید فکری به حال دخترهای تنها در خانه و پسرهای تنها در خیابان کرد! آنهایی که قصد ازدواج دارند.

5- برای همه مجردها آرزوی تاهل می کنم به شرط سعادت و خوشبختی.

نمایش مستند "سکولار نیستیم"

چهارشنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۲، ۱۰:۱۹ ق.ظ
نمایش و نقد مستند کوتاه "سکولار نیستیم" و "عصر تلویزیون" چهارشنبه نوزدهم تیرماه 1392، ساعت چهار، در محل موسسه سیمافکر به نشانی بالاتر از چهارراه کالج، بن بست حیات، پلاک 12، طبقه سوم، انجام می شود. مستند سکولار نیستیم کار این حقیر است و عصر تلویزیون هم کار سید باقر نبوی. از همه دوستان و علاقه مندان دعوت می کنم که برای تماشا و نقد این مستندها تشریف بیاورند. ورود برای عموم آزاد است! ضمنا از نقدهای شما در این وبلاگ هم استقبال می شود!

گفتمان سازی یا گفتمان بازی

يكشنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۲، ۰۳:۰۳ ق.ظ

ساعت 12 شب جمعه 24 خرداد / جلوی درب هیئتمان / گفتگوی من با یک بچه حزب اللهی هم هیئتی

من: به کی رای میدی؟

او: یا قالیباف یا ولایتی

من: چرا به جلیلی رای نمیدی؟

او: از گفتمان بازی خسته شدم!

من: منظورت اینه که گفتمان نون و آب نمیشه؟

او: نه، منظورم اینه که فقط شعار دادیم "عمل" نکردیم.

من: خوب شعارها نشون دهنده تفکره و سیاستها هم طبق تفکر تنظیم میشه. وقتی کسی شعار تنش زدایی برای توسعه میده یعنی میخواد با کشورهای دنیا به خاطر منافع اقتصادی ارتباط برقرا کنه و کسی که شعار استکبارستیزی یا مقاومت میده میخواد از پتانسیل(همون ظرفیت!) مادی و معنوی کشورهای آزادیخواه برای مبارزه با نظم ظالمانه بین المللی استفاده کنه. همینطور شعار ساده زیستی و مبارزه با اشرافی گری و...

او: اینا درست! اما هشت سال قبل هم یه نفر همین شعارها رو داد، اما تنیجه ش این شد.

من: چی شد؟

او: همین دیگه. تورم و بی ثباتی قیمتها، روابط خارجی ضعیف، بی اخلاقی و جریان انحرافی و مشایی...

من: میرحسین موسوی هم چهار سال پیش همین حرفارو می زد. چرا به اون رای ندادی؟

او:چون اونا میخاستن زیرآب نظام و ولایت فقیه رو بزنن! مگه ندیدی چه فتنه ای راه انداختن!؟ خوب اگه یه نفر خطا کرد دلیل نمیشه که شعارهاش هم اشتباه باشه.

من: آفرین! منم درباره احمدی نژاد میخام همینو بگم. اصلا بی خیال احمدی نژاد و موسوی. چرا حالا میخای به قالیباف یا ولایتی رای بدی؟

او: قالیباف مدیر خوبیه، تجربه ش تو شهرداری نشون داده کارآمده. ولایتی هم مشاور آقاست، سیاست خارجیش هم خوبه.

من: میدونستی بیشتر شعارهاشون شبیه روحانی و هاشمیه؟ بهبود دیپلماسی و آشتی با دنیا و توسعه اقتصادی و ثبات قیمتها و رفع تورم.

او: خوب؟

من: به نظرت این شعارا با اهداف انقلاب و منویات آقا جمع میشه؟

او: اگه میخوای بگی مثلا قالیباف جلوی آقا وا میسته یا به آمریکا باج میده باید بگم که نخیر، چون اولا قالیباف ولایت پذیره دوما تو سیاست خارجی نظام خط قرمزهایی داره که هیچ کس نمیتونه ازش عبور کنه.

من: خوب پس چرا به روحانی رای نمیدی؟ روحانی هم بارها به آقا ابراز ارادت کرده و نمیتونه از خط قرمزهای نظام عبور کنه.

او: چون قالیباف اصولگراست!

من: اگر اصولگرایی اینه که میگی، امیدوارم هیچ وقت اصولگراها حاکم نشن!

 -------------------

این را می گویم و از هم خداحافظی می کنیم و من در فکرم که هشت سال فرصت گفتمان سازی آن چنان از دست رفت که من شب انتخابات نمی توانم یک بچه حزب اللهی احمدی نژادی را برای رای دادن به گفتمان مقاومت قانع کنم.

هشت سال اصولگرایان در جهت گفتمان رقیب بازی کردند و احمدی نژاد و گفتمانش را کوبیدند. جریان انحرافی و حواشی دیگر دولت، وارد متن رسانه ها شد. جهان نیوز زاکانی یک جور، خبرآنلاین لاریجانی یک جور، الف توکلی یک جور، تابناک محسن رضایی یک جور دیگر و 55 سایت  تبلیغاتی دکتر قالیباف هم جور دیگر و قص علی هذا!

یکی اقتصادش را رابین هودی خواند و دیگری سیاست خارجیش را زیر سوال برد و از ضرورت آشتی با دنیا حرف زد و آن دیگری مطرح کردن دو سوال درباره هلوکاست را ماجراجویانه توصیف کرد و آن یکی مقاله نوشت و پایان دوقطبی احمدی نژاد-هاشمی را جشن گرفت و اسم مقاله اش را گذاشت: پایان سلیطه گری سیاسی! لمس مادر پیر چاوز توسط احمدی نژاد، نقل محافل شد و رگ غیرت متشرعین و اصولگرایان بیرون زد. اختلاص سه هزار میلیاردی هم ناگهان از دل نظام بانکی فاسد سربرآورد.

ای بخشکد ریشه بورس و بانک و بیمه که به قول حسن عباسی هر چی می کشیم از این سه تاست!

اما از اینها گذشته نقش باند قدرت و ثروت در زمین زدن گفتمان مقاومت و بالا آمدن گفتمان رفاه و ثبات بی بدیل بود. شاهدش پایین آمدن نرخ ارز بعد از ثبت نام هاشمی و پایین آمدن قیمت طلا و بهبود شاخص بورس بعد از رای آوردن روحانی!

و در این میان هاشمی خوشحالتر از همه  که پیش بینیهایش(بخونید برنامه هایش) دارد محقق می شود.

من از اعضای حلقه انحرافی نیستم! اما به نظرم آه احمدی نژاد دامن اصولگراها را گرفت! البته خود احمدی نژاد هم با لجاجت و حاشیه سازی برای خودش زمینه حملات را فراهم کرد. او هم در باز گذاشتن دست کسان و اطرافیانش کم نگذاشت.

از آنجایی که نمی خواهم به توهم توطئه متهم شوم نمی گویم که حدس می زنم هاشمی در میان دولتی ها و اصولگرایان احتمالا نفوذی داشته است و همچنان سعی می کنم وقایع را گفتمانی تحلیل کنم. اما این را چطور تحلیل کنم که بعد از اعلام نتایج انتخابات سایت الف به نقل از توکلی می نویسد: دوران جبران آسیبهای هشت ساله آغاز شده است!

الان ساعت دو و نیم نصف شب 26 خرداد است و حسن روحانی رئیس جمهور ما شده است. ما فعلا باید لبخند بزنیم و به اکثریت احترام بگذاریم. هر چند این انتخابات هم برکات بسیاری برای انقلاب و نظام داشت. از جمله اینکه چشم دشمنان و فتنه گران و مدعیان تقلب را برای همیشه کور کرد و با توجه به رای آوردن روحانی حزب اللهی ها را بعد از هشت سال بی رقیبی و بی رمقی فعال و با انگیزه خواهد کرد!

پی نوشت:

1- احمقانه ترین تحلیل درباره علت پیروزی روحانی، این است که بگوییم اصولگرایان نزدیک به انتخابات روی یک کاندیدا اجماع نکردند!

2- این را یادم رفت بگویم که فرصت هشت ساله دانشگاه علامه طباطبایی هم به باد رفت و خاک عالم بر سر حجت الاسلام دکتر حاج آقا و امثال او که با تحجر و خشک مغزی مثال زدنیشان راه را برای رقیب هموار کردند. احتمالا شاهد برقراری فضای باز در دانشگاه خواهیم بود منتها با مدیریت حضرات اصلاح طلب معتدل! و همه آنانی که محاسن بر صورت دارند باید نسبت به فضای امنیتی دانشگاه در 8 سال گذشته پاسخگو باشند!

شعر حضرت میرشکاک در حمایت از سعید جلیلی و مقاومت

چهارشنبه, ۸ خرداد ۱۳۹۲، ۰۵:۲۸ ب.ظ


شما را زندگانی، مرگ ما را!


الا شیر-اوژنان دشت ناورد

ز جا خیزید دشمن سر برآورد

ز نو هنگامه ی شهد و شرنگ است

دوباره آزمون نام و ننگ است

*

ز خودبنیادی مشتی خس و خار

سیاست پیشه غولان تبهکار

ز نام افتاد با نان کار ما را

مسلمانان مسلمانی! خدا را

*

ز بام دین به دام نان فتادن

دکان عشوه چیدن، وعده دادن

ز دشمن آشتی جستن پی نان

زهی مردم فریب نامسلمان

ز ایمان فلک فرسا بریدن

به زیر سایه ی دشمن خزیدن

کدامین عزت است این غیر خواری؟

بجز این وعده ها دیگر چه داری؟

*

کرا از دشمنان بیم است؟ هیهات

کرا آهنگ تسلیم است؟ هیهات

الا دنیاپرستان ! خاکبازان!

فروشی نیست خون پاکبازان!

*

به دست خود نهادن بند بر دست؟

چنین کاری پدرداری نکرده است

به آمریکا سپردن سر، شما را

شما را زندگانی، مرگ ما را

خوشا روزی که سالار شهیدان

ز روی لطف بر ما ناامیدان

دری بگشاید از باغ شهادت

که دارد جان ما داغ شهادت

*

نه عقل از عشق غافل کرد ما را

نه دنیا رخنه در دل کرد ما را

به دنیا دل نبندد هر که مرد است

که دنیا سر به سر اندوه و درد است

*

بسیجی جان مرگ آگاه دارد

از این زندان به بیرون راه دارد

به بوی کاروان کربلا مست

به عشق حیدر کرار پابست

*

الا ای پایمردان خمینی!

جوانمردان آیین حسینی

پرستوهای بال و پر شکسته

که می خواهد شما را سر شکسته؟

به میدان از شما پایی که جا ماند

گواه بازگشت کربلا ماند

*

سرآمد انتظار سرفرازان

درآمد نوبهار پاکبازان

امیر خیل جانبازان جلیلی است

سرآهنگ سراندازان جلیلی است

*

به میدان سراندازی درآیید

به قصد مرگ و جانبازی درآیید

که با ناهمرهان این کار خام است

فراروی شما داوی تمام است

در آن همراه با هم دشمن و دوست

به قصد کندن از ایمان ما پوست

*

ز دزدان بر حذر باشید یاران

ز یزدان با خبر باشید یاران

شهید زنده، مرد دین و ناورد

امام و رهبری را یار و همدرد

ز مردی گر نشانی باشد او راست

در این ره هیچ ناید جز نکو راست

در این ره هیچ می ناید ز دزدان

به غیر از همدلی با زن بمزدان

*

بسیجی با بسیجی کار دارد

جلیلی داغ عشق یار دارد

در این ره مرد مردستان جلیلی است

بهار باغ در دستان, جلیلی است

بر این موقف در این دنیای خاکی

نبیند کس چنو مردی به پاکی

*

الا ای دشمنان دین، خدا را

ز جان دادن مترسانید ما را

شهادت بوده عمری آرزومان

چه باک از کربلای پیش رومان

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:

1- فقط قالیباف می تواند در این بازار داغ وعده های اقتصادی برای جمع کردن رای، از تثبیت دولتی(بخوانید زوری!) نرخ ارز و کالا سخن بگوید و همزمان از کاهش دخالت دولت در اقتصاد و مردمی کردن آن حمایت کند!

2- فقط آقای روحانی و دار و دسته اش می تواند دولت احمدی نژاد را متهم به دروغ گویی و عوام فریبی کند و همزمان در گفتگوی ویژه خبری درباره پرونده هسته ای چنان دروغهای شاخ داری بگوید که حزب الله بسیج بشوند که دروغهای او را نشان دهند! مستند شاه کلید را درباره راستی آزمایی اظهارات هسته ای روحانی دانلود کنید:

 http://www.nasimonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=539928

3- فقط آقای ولایتی می تواند به مذاکره با کشورهای قدرتمند دنیا افتخار کند و نوشاندن جام زهر به حضرت روح الله (پذیرش قطعنامه 598) را فتح بزرگ سیاسی بداند و همزمان عنوان اصولگرایی را یدک بکشد!

4- آنهایی که می گویند سعید جلیلی "برنامه" ندارد و به درد ریاست جمهوری نمی خورد، توجه داشته باشند که اگر ما می خواستیم به قول آنها با "برنامه" انقلاب کنیم، اصلا نباید انقلاب می کردیم! زیرا معنا نداشت که اول حکومت تشکیل دهیم بعد به فکر تولید علم اقتصاد اسلامی و سیاست اسلامی و ... بیفتیم!

تمدن غرب، فرزند آوری، امید

چهارشنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۱۰:۲۹ ب.ظ

 فمینیستها از موج اول تا هزارمشان که گرفتار خزعبلات خودشان هستند و به نشانه اعتراض به ظلم خلقت(!) همجنسگرا شده اند و تا بیایند اثبات کنند که از پگاه تاریخ تا کنون زن زیر چکمه ستم مردان بوده نسلشان از روی زمین منقرض شده

بحث در اینجاست که چقدر ملتفت مسائل حقیقی درباب موضوع زن و خانواده هستیم؟ (ادامه مطلب را بخوانید)

عکس تزئینی است!