عقلِ عقل

عقل عقلند اولیا و عقلها *** بر مثال اشتران تا انتها

عقلِ عقل

عقل عقلند اولیا و عقلها *** بر مثال اشتران تا انتها

عقلِ عقل

نگارنده این وبلاگ نماینده انقلاب اسلامی نیست، اما هوادار انقلاب اسلامی و هوادار هوادارن انقلاب اسلامی است و عهدی باطنی با انقلاب اسلامی و آرمانهایش دارد و از مخالفان انقلاب و جمهوری اسلامی به شدت "بیزار" است.

مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم
هوادارن کویش را چو جان خویشتن دارم

بحث در اینجاست که چقدر ملتفت مسائل حقیقی درباب موضوع زن و خانواده هستیم؟ (ادامه مطلب را بخوانید)

عکس تزئینی است!


ورود ما به موضوع زن و خانواده عموما با رویکرد "پاسخ به شبهات" است. گویی هیچ مسأله عینی و واقعی در زندگی و خانواده جامعه ایرانی وجود ندارد و فقط عده ای جوان جاهل و سست ایمان بر اثر تبلیغات مسموم رسانه ها دچار سوالات و شبهاتی شده اند و البته منتظرند تا ما از راه برسیم و با استدلالاتی متقن ذهن غبار آلوده آنان را به نور معارف ناب اسلامی روشن کنیم.

"رجزخوانی" دومین شکل برخورد ما با موضوع زن و خانواده است. اینکه "این غربیهای بی ناموس زن را تبدیل به کالا کرده اند و بنیان خانواده را فروپاشانده اند و این شرقی های متحجر زن را در پستوخانه حبس کرده اند و ما آمده ایم تا او را نجات دهیم" درست است، اما به هیچ وجه این نحو رجزخوانیها متعرض مسائل حقیقی درباب موضوع زن و خانواده نمی شود. حتی گاهی به فمینیستها نیش و کنایه می زنیم که: ما فمینیست تریم! و هر چه شما دارید اسلام بهترش را دارد! برای اطلاع بیشتر از اینگونه رجزخوانیها اینجا و اینجا را مطالعه کنید.

"بازی با مشهورات" و "کلی گویی" نوع دیگر مواجهه ما با مساله زن و خانواده است. تا به حال این جملات را چند بار شنیده اید که : "به هر حال زنان نیمی از جامعه را تشکیل می دهند" ، "نهاد خانواده مهمترین نهاد اجتماعی در اسلام است" ، "در عالم غربی زن برای سوژه مدرن، ابژه می شود!" (البته این آخری را فکر نمی کنم شنیده باشید!)

حال به عنوان مثال و از میان صدها مسأله مربوط به زن و خانواده یک مسأله را طرح می کنم و خیلی دوست دارم دوستان جامعه شناس و عالم دینی به این مسأله فکر کنند و اگر پاسخی داشتند بنده را در جریان بگذارند:

من یک مدیر دولتی در جمهوری اسلامی هستم و دغدغه حفظ بنیان خانواده دارم و البته ولایت پذیر هم هستم اگر خدا قبول کند! البته به کارآمدی اداره تحت نظرم هم فکر می کنم. می خواهم پنج هزار نفر را در اداره استخدام کنم. نوع کار هم نه ذاتا زنانه است و نه مردانه. آیا یک آزمون ورودی برگزار کنم و بدون در نظر گرفتن جنسیت، افراد دارای امتیاز بالاتر را استخدام کنم؟ در این صورت ممکن است بسیاری از افراد استخدام شده زنان باشند که به حصر عقلی به سه گروه تقسیم می شوند:

1- مادران دارای فرزند:

مادری که مثلا دو فرزند دارد و باید وقت و انرژی خود را برای تربیت آنها صرف کند، آیا می تواند صبح تا بعدازظهر در اداره دولتی مشغول باشد و در ترافیک تهران یا با مترو یک ساعت هم سرپا در راه باشد و حوالی غروب به خانه برگردد و با حوصله برای فرزندش وقت بگذارد و او را تربیت کند؟ بهتر نیست برای حفظ بنیان خانواده از استخدام آنها صرف نظر کنم؟

2- زنان متأهل بی فرزند:

اگر زنان متأهل بی فرزند را استخدام کنم آنها نیز دیگر تمایلی و توانی برای بچه دار شدن و تربیت او نخواهند داشت. زیرا جمع این دو، یعنی کار در اداره و بزرگ کردن نوزاد، تقریبا محال است. پس بهتر است بچه دار نشوند. در این صورت جمعیت پیر می شود و آن وقت داد حضرت آقا بلند می شود که زاد و ولد کم است! فکری بکنید! ممکن است بگویید: خوب اداره دولتی می تواند به زنان باردار و بچه دار مرخصی ویژه بدهد. که در آن صورت می گویم مگر درازگوشی مغز مرا خورده که دائما به کارمندان زنم مرخصی های شش ماه و یک ساله بدهم؟! مرد استخدام می کنم و خلاص!

3- زنان مجرد و دختران:

اگر دختران و زنان مجرد را استخدام کنم و ماهیانه هشتصد هزار تومان به آنها حقوق بدهم و  همه مزایایی که به کارمندان مرد می دهم به کارمندان زن هم بدهم و در عین حال زنان متأهل را استخدام نکنم، آن وقت به تدریج دختران جامعه ما با خود نمی گویند: مگر دراز گوشی مغز مرا خورده که ازدواج کنم و خودم را از همه فرصتهای پیشرفت اجتماعی و اقتصادی محروم کنم و کهنه بچه بشورم؟! آن هم در شرایطی که در و دیوار زنان را به حضور موثر در جامعه و در مرکز بودن تشویق می کند! اگر آنها را استخدام کنم سن ازدواج بالا نمی رود؟ فساد زیاد نمی شود؟ داد علما و مومنین بلند نمی شود؟

البته من یک مدیر دولتی هستم و به من ربطی ندارد که زنانی که در خانه می مانند چکار باید بکنند غیر از تلویزیون دیدن؟! و آیا زنی که جز تلویزیون دیدن و ظرف شستن و غذا درست کردن کار دیگری در خانه نمی کند آیا زن مطلوب جامعه اسلامی است؟ این هم برای خودش یک مسأله ایست که باید به آن فکر کرد!

 

پی نوشت:

پیام اخیر آقا به کنگره 7000 زن شهید است. زنانی که در مقطعی(دفاع مقدس) "تکلیف خود" را انجام داده اند و به درجه شهادت نائل شده اند. آیا زنان شهید می خواستند فرصتهای اجتماعی به طور یکسان میان زنان و مردان تقسیم شود؟ و "ساختارهای اجتماعی"  بر مبنای تساوی زن و مرد شکل بگیرد؟

  • سید علی سیدان

نظرات  (۱۲)

  • سید حسام الدین حسینی
  • در چند روز گذشته به واسطه نوروز و آداب و رسوم معمولش  به همراه والده مشغول تر و تمیز کردن در و پنجره خانه بودیم و در تمام مدت به این فکر میکردم که خب امروز روز بیشتر مردم در آپارتمان ها و خانه های با معماری جدید و مجهز به تکنولوژی های جدید زندگی میکنند . یعنی اصلا بسیاری از مصادیق "خانه داری" و وقتی که میبایست برای آن صرف میشد از بین رفته . خب پس زن خانه دار چه کار کند ؟ ما برای آن چه فکری کردیم؟ یا باید مشغول تماشای برنامه آشپزی و سریال های این ور آبی و آن ور آبی شود یا بیرون از خانه برای خود مشغولیتی دست و پا کند .
    ضمنا این "تکلیف" را چه چیزی روشن میکند ؟ چه بسیار خواهرانی که به اسم همین "تکلیف" مشغول کار در خبرگزاری ها و نشریات و موسسات فرهنگی اند . 
  • مجتبی کاوه
  • در سطح کلان هیچ پیشنهاد بی‌آسیبی ندارم!!
    اما گمان می‌کنم بهبود وضعیت، منوط به مواجهۀ صحیح افراد -اعم از زنان و مردان- با مساله است..
    به نظر می‌رسد «نظام دینی» همان چیزی است که باید به عنوان اولین مقوله هنگام مواجهه و تصمیم‌گیری مدنظر قرار گیرد.
    اگر نظام درگیر جنگ نظامی باشد تکلیف یک چیز است و در شرایط بحرانِ هرم سنی چیز دیگر؛ این یعنی حضور اجتماعی فی‌نفسه مطلوب نیست..
    زن حتما باید تاثیرگذاری اجتماعی داشته باشد -آن هم در چکومت دینی! اما تشخیص مصداق این امر و اولویت‌ها در یک حکم کلی نمی‌گنجد...
    ...
    به هرحال در چیزی که اکنون به چشم حقیر می‌آید، «نیاز نظام» معمولا پس از مقولاتی چون ذوق‌زدگیِ ناشی از نقش‌آفرینی اجتماعی، استقلال مالی، اشرافیت فکری و الخ می‌آید و عمدتا نقش ماست را بازی می‌کند که برای توجیه بر روی قضیه مالیده می‌شود!!
    ملتفت
    این غربی های "بی ناموس"
    رجز خوانی
    مشهورات(و شما چقدر این تعبیر"مشهورات" رو دوست دارید.....)
    کهنه بچه بشورم؟!    /  مدتهاست که دیگه کسی کهنه نمیشوره چون سالهاست که تکنولوژی پوشک!! به ایران ورود پیدا کرده

    این بالایی ها ؛ برام جالب بود.این ها کمک کرده بود نوشته تون خوب از آب دربیاد
    1-جدیدا به همراه آقای کاوه؛ خیلی متوجه و متذکر "مساله زنان " هستید
    2-ضمن اینکه با کلیت حرفتون در این یادداشتتون موافقم سوالم اینه که خودتون به پرسش داخل مطلبتون چه جوابی میدید؟اصلا میتونید جواب بدید؟ امکان جواب بهش هست اصلا؟ جرات جواب دادن بهش رو دارید؟ یا بهتره بگم برادران و خواهران حزب الله جرات دارن جواب بدن؟

    پاسخ:
    بنده مسأله ای رو که ذهنم رو مشغول کرده بود از دوستان "جامعه شناس" و "عالم دینی" پرسیدم و فکر کردم این یکی از مسائل مهم، عینی و حل نشده در باب زن و خانواده ست. جواب بنده نه چندان مهمه، نه میتونم جواب درخور بدم، نه امکان جواب درخور فراهمه و نه انقدر هم گستاخ هستم که تکیه برجای بزرگان بزنم و به مسائل جواب بدم (یعنی همون جرئت ندارم!). علما و فضلا باید پاسخ بدن. هر چند که امید چندانی هم به اونها نیست. بعضی از اونهایی که جامعه شناسی خوندن فعلا در حال تلاش برای گذر از سوبژکتیویسم! هستن و فرصت چندانی ندارن که به اینگونه مسائل سخیف فکر کنن!

    با تشکر از عنایت شما به نوشته حقیر.

    این «مسئله سازی» شما و در واقع «دستور کار» نوشتن شما خودش قابل مطالعه است از جهت جامعه شناسی و روانشناسی «و غیره»!

    این که شما برای طرح این مسئله، خود را در جایگاه «قدرت» تصور و تخیل می فرمایید خودش خیلی گویا است. شما از جایگاه یک «تصمیم گیرِ دانای کل» برای خود این اختیار را فرض می کنید که برای انواع مختلفی از جماعت نسوان (اعم از مجرد، متاهل، با بچه، بی بچه، بیوه، مطلقه،  ناشزه، یائسه، مذهبی، سکولار، پولدار، فقیر و ...) تصمیم بگیرید. طبعا این فرض مبتنی بر فرضی دیگر است که این زنان خودشان کفایت لازم جهت اظهارنظر و تصمیم گیری در مورد کارکردن یا نکردن، بچه دار شدن یا نشدن، نحوه تربیت فرزند، و حتی صلاحیت اخلاقی جهت حفظ عفاف و نجابت و ...  را ندارند و تنها «مردی» چون شماست که می تواند در این خصوص برای آنها تصمیم بگیرد. و آنها را «سر جای خود» بنشاند.

    قاعدتا اگر زنی (حتی مذهبی و متشرع) در چنان جایگاه قدرتی که شما برای خود فرض کرده اید قرار گیرد، تمام این پیش فرض ها و نتیجه گیری های شما کن فیکون خواهد شد. مثلا از شما خواهد پرسید این که شما تربیت فرزند را صرفا وظیفه زنان می دانید و تحقق آن را هم صرفا از طریق حضور زن در خانه میسر می دانید، کدام مبنای عقلی، علمی یا حتی شرعی دارد؟

     التفات می فرمایید؟ پس مسئله «قدرت» است برادر.

    پاسخ:
    سلام بر استاد گرامی جناب دکتر شهاب اسفندیاری...
    مطمئن هستم که مانند یک فمینیست دو آتشه نمی خواهید بگوئید که علم و تمدن و قدرت مدرن ذاتا مردانه است و بین قدرت در معنای "فوکو"یی و "قدرت مردانه" ارتباط برقرار کنید و با این صغری که "قدرت نظام جمهوری اسلامی مدرن است" نتیجه بگیرید که جمهوری اسلامی مردانه است!
    و یا بگویید انقلاب اسلامی یک انقلاب فمینیستی و پست مدرن است که علیه قدرت مردانه ی مدرن رخ داده است که در این صورت باید تبعات دیگر ادعای خود از جمله "نفی نقشهای جنسیتی" و اعتقاد به اینکه "خانه و خانواده نهاد بازتولید ستم جنسیتی علیه زنان است" و الخ را بپذیرید و آن وقت علاوه بر اینکه تن فوکو و فمینیستها و امام خمینی!(بنیان گذار نظام جمهوری اسلامی) را در قبر لرزانده اید با انبوهی از آیات و روایات و شواهد نقیض ادعاهایتان مواجه می شوید که باید درازگوش بیاورید و باقالی بار کنید.
    اگر طرح یک مسأله ی عینی توسط یک دانشجوی پسر یک لا قبا، به معنای "سرجای خود نشاندن زنان" و انتساب به قدرت مدرن یا مردانه است، پس هیچ مردی(از جمله شما و مقام معظم رهبری!) نباید طرح مسأله کند. آن هم مسأله ای که شواهدش آنقدر زیاد است که هیچ بنی بشری نمی تواند انکارش کند.
    ضمنا بنده فقط طرح مسأله کردم و پاسخی ندادم. و اتفاقا از اساتیدی چون شما انتظار داشتم به جای اینکه بنده را به عنوان "مورد مطالعاتی" ابژه کنید و به لحاظ جامعه شناسی و روانشناسی و فلسفی و تاریخی تحلیل کنید، به این گونه مسائل پاسخ بدهید. ما که سوادمان به آنجا نمی رسد که از موضع "تصمیم گیر دانای کل" به مسائل کلان نظام اسلامی فکر کنیم و راه حل ارائه دهیم...

    سلام آقای سیدان عزیز.

    شما نقد و پرسشی که بنده طرح کردم را فروگذاشته اید و به نقد ادعاهایی پرداخته اید که اصلا بنده مطرح نکردم. کأنه با شخص ثالثی وارد بحث شده اید! به این شیوه بحث می گویند fighting a strawman.

    به هر حال بنده مسئول حرف های خودم هستم، نه حرف های فمینیست های یک، دو یا سه آتشه، و نه فوکو و نه هیچ کس دیگر.

    ضمن این که معتقد نیستم نقل قول یا استفاده از اندیشه و تفکر فرد یا جریانی مثل خریدن میوه درهم است. شما می توانی از فوکو نقل قول کنی ولی لزوما همجنسگرا یا طرفدار همجنسگرایی نباشی.

    بنده با این که شما «طرح مسئله» بفرمایید هیچ مشکلی ندارم. اما شیوه «طرح مسئله» هم مهم است. و نیز موضع «طراح» و پیش فرض های او. مثلا برای یک برده دار نژادپرست ممکن است «صورت مسئله» این باشد که چگونه از برده ها استفاده کند که هم نهایت بهره وری را داشته باشند و هم به سلامتی آنها لطمه نخورد و از کار نیفتند. چنین فردی ممکن است بیاندیشد که آیا بهتر است اجازه دهد زنان برده و مردان برده با هم ازدواج کنند و خانواده تشکیل بدهند یا این که از همه جدا باشند و مجرد باشند؟ و قس علیهذا. قطعا تایید می فرمایید صرف «طرح مسئله» این برده دار نژادپرست را لزوما در موضعی اخلاقی قرار نمی دهد.

    با آرزوی توفیق

     

    پاسخ:
    باعرض سلام مجدد.
    بنده عرض کردم که مطمئن هستم که درباره نظام جمهوری اسلامی چنین ادعاهایی ندارید که قدرتش مدرن است و مردانه است یا فمینیستی است و پست مدرن است، و روی سخن شما با من و امثال من است. اما دقیقا منظور شما را نفهمیدم که انتساب من و امثال من به کدام قدرت است؟ قدرت لایزال الهی؟ قدرت ناشی از داشتن یک پست دولتی؟ زور بازو؟! قدرتی که نظام ولایی جمهوری اسلامی به من و امثال من داده است؟ قدرت و نفوذ کاریزماتیک؟! قدرت سنتی؟ قدرت و نفوذ کلامی؟ 
    و مبنای مشروعیت این قدرت چیست؟ آیا اصلا مشروعیت دارد؟(البته می دانم که قدرت را به معنای سیاسی صرف به کار نمی برید) یا اینکه برساخته جامعه و سنت است؟
    ضمن اینکه این نکته پر واضح است که تصمیم یک مدیر دولتی که می تواند 5000 نفر را استخدام کند، و تصمیم دولت درباره اشتغال زنان در حوزه ای وسیعتر، تاثیرات فرهنگی زیادی روی خانواده ها دارد. بنابراین احاله کردن خانواده و حجاب و عفاف و فرزندآوری زنان به اموری شخصی مثل ایمان و روحیه و اخلاق آنان پاک کردن صورت مساله از روی کاغذ است.
    چه انتظاری دارید از زن و دختر جامعه ما جز درس خواندن در رشته هایی که دقیقا از "چرایی" آن اطلاع ندارد؟ زنی که از چپ و راست در صورت درس نخواندن در معرض تحقیر و خود کم بینی است. کدام دست "قدرت" برای همه زنان جامعه ما نسخه تحصیلات عالیه پیچیده است؟
  • سید امیر علی حیدری
  • سلام بنده خوب خدا
    وقت نشد همه متن رو بخونم به نکات خوبی اشاره کرده بودید امیدوارم مستمر مطالبتان را پیگیری کنمچ
    ---------------
    با افتخار لینک شدید
    یا حق/.
    سلام

    میشه فرق بین سوژه و ابژه رو برامون توضیح بدید؟
    پاسخ:
    سلام علیکم.
    اونچه من در باره سوژه(subject) و ابژه(object) میدونم اینه که سوژه فاعل شناسا و متصرف است و ابژه متعلق شناسایی و تصرف. به بیان ساده تر سوژه آن چیزی است که می شاسد و ابژه آن چیزی است که شناخته می شود. منتها فرق "سوژه و ابژه"  با  "قوه فاهمه و متعلق شناسایی" در نزد قدما این است که سوژه علاوه بر شناخت ابژه، می خواهد که بر آن استیلا پیدا کرده و در آن تصرف کند اما نزد قدما شناخت به معنای شناخت "نفس الامری (عین شیء یا ذات شیء)" بوده است.
    تلازم تفکر مبتنی بر دوگانه سوژه و ابژه با سکولاریسم و عدم امکان تفکیک سوژه و ابژه و... از مباحث دیگری است که میتونید به کتابهای مربوطه! مراجعه فرمایید.
    من منکر آن «قدرت» آن گفتمانی نیستم که زنان را به تحصیل و کار فعالیت اجتماعی تشویق می کند. اما پرسش های شما نشان می دهد ظاهرا اصلا به چیزی به نام «قدرت» و «سیطره» داشتن مردان بر زنان در طول تاریخ و در جوامع مختلف و داخل نهادهای مختلف اجتماعی و اثرات و عوارض آن قائل نیستید. صرف نظر از موضعی که نسبت به این قدرت ممکن است داشته باشید. بدین ترتیب خیلی جای بحثی باقی نمی ماند. اما نکته جالب این که باز هم در «ادبیات» و «گفتمان» شما زنان عناصری «بی اطلاع» و «دنباله رو» در امر تحصیل فرض می شوند. گویی که مردان همه از روی «علم» و «اطلاع» و «اختیار» و «انتخاب» سراغ تحصیل می روند. این تفکیک پنهان، ناشی از همان موضع قدرتی است که ظاهرا منکر آن هستید.
    پاسخ:
    ممنون که پاسخ حقیر را می دهید. انشالله که ادامه این بحث بماند برای وقتی که حضورا زیارتتان کردم اگر عمری بود.
    اما فقط این نکته را ذکر کنم که موضوع بحث ما "زن" است. اگر بحث درباره مردان بود می گقتم که آنها هم عمدتا از روی اطلاع و اختیار تحصیل نمی کنند و هم زنان و هم مردان به میزان مدرن شدنشان در چنبره "قدرت مدرن" گرفتارند. و اساسا بحث قدرت در معنای گفتمانی در دوران متاخر مطرح شده است. لیکن اگر قدرت مدرن را فقط قدرت و سیطره مردانه می دانید و آن را آنقدر "فراگیر" و "قدرتمند!" معنا می کنید و می خواهید با همین یک مفهوم به سراسر تاریخ نگاه می کنید و فی المثل احساسات مادر به فرزند یا مودت میان زن و شوهر شرعی(و نه مذکر و مونث!) را هم یک امر برساخته فرهنگ و ناشی از قدرت گفتمانی می دانید، باید قبول کنیم که با هم اختلاف نظر داریم!
    باز هم ممنون از اینکه افتخار دادید و مباحثه کردیم. خیلی استفاده کردم.
    التماس دعا
  • سید امیر علی حیدری
  • سلام بنده خوب خدا
    خدا قوت
    این روزها وبلاگ نویسان ارزشی در تب و تابند، دلها گر گرفته.
    امروز دلهای همه شیعیان سنگین و گرفته است شاید که از غم دل علی علیه السلام اندکی کاسته شود... .
    با مطالب ایام فاطمیه بروز هستیم در این روزها ما را همراهی کنید تا اسراری از وقایع بعد از رحلت پیامبر را از زبان سلیم بن قیس هلالی بایکدیگر بشنویم و بر مظلومیت پدر و مادر شیعیان بگریم
    313 مرد پیشکش، 4 تا به زور جور شد... .
    اولین کسی که با خلیفه اول بیعت کرد؟
    در روزهای آینده مطالبی زیر را از زبان سلیم بخوانید؛
    - جلسه پنهانی اصحاب فتنه و سقیفه در حجة الوداع در کنار کعبه و پیمان برای جلوگیری از خلافت حضرت علی علیه السلام
    - لحظات مرگ اصحاب سقیفه
    - و ...

    سلام
    این کلمه عهد  در پوستر دوره عهد خط خودتونه؟ خطش خیلی قشنگه
    پاسخ:
    سلام. خیر.
    در مورد ممنوع الورود شدن آقای کاوه به علامه نمی نویسید؟
    پاسخ:
    خیر!
    سلام
    احسنت.
    سری به ماهم بزن منتظر نظراتتون هستیم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی