عقلِ عقل

عقل عقلند اولیا و عقلها *** بر مثال اشتران تا انتها

عقلِ عقل

عقل عقلند اولیا و عقلها *** بر مثال اشتران تا انتها

عقلِ عقل

نگارنده این وبلاگ نماینده انقلاب اسلامی نیست، اما هوادار انقلاب اسلامی و هوادار هوادارن انقلاب اسلامی است و عهدی باطنی با انقلاب اسلامی و آرمانهایش دارد و از مخالفان انقلاب و جمهوری اسلامی به شدت "بیزار" است.

مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم
هوادارن کویش را چو جان خویشتن دارم

 

اغلب از زبان مخاطبان سینما و حتی بعضی از منتقدین سینما درباره فلان فیلم می شنویم که این فیلم واقعیتهای جامعه و مشکلات آن را منعکس کرده است.این گفته اگر چه حکایت از موفقیت نسبی فیلم در ارتباط با تماشاگر دارد و نشان می دهد که فیلم در تثبیت تصویر ذهنی کارگردان در اذهان مخاطبان توفیق حاصل کرده، به معنی جهل مخاطبان نسبت به ماهیت و تکنیک سینما نیز می باشد.

سینما نیز مانند سایر محصولات تکنولوژیک تجلی نحوی از تفکر است. اگر سینما را ذیل تمدنی که غایت آن تصرف همه چیز و استیلا بر عالم و آدم است فهم کنیم و متذکر این نکته باشیم که سینما فقط در دوران جدید امکان ظهور داشت شاید به فهم ماهیت سینما نزدیک شده باشیم.

بشر جدید که علم را در خدمت تغییر طبیعت بر اساس صورت وهمی ریاضی می گیرد، هنر جدید و به خصوص سینما را نیز که قدرت بسیاری در ایجاد توهم و استغراق در عالم خیال دارد در خدمت می گیرد. سینما این امکان را فراهم می کند که بشر به موجودات، صورت خیالی خود را ببخشد و نظمی مطابق میل و آرزوی خود ایجاد نماید. دکتر رضا داوری اردکانی در کتاب اتوپی و عصر تجدد متذکر این معنا شده اند: «استیلای بشر بر طبیعت یعنی اطلاق صورت وهمی بر عالم و آدم، یعنی این استیلا، با تغییر معنی و ماهیت عالم و آدم آغاز می شود و به استیلای بشر منجر می گردد... بشر از موجودات صورت خیالی می سازد و میان صورت خیالی خود نسبت های کمی و ریاضی برقرار می کند و با همین نسبت ها در عالم تصرف می کند»(1)

پس بهتر است به جای اینکه بگوییم سینما توهم آفرین است بگوییم سینما زاده توهم است. زاده توهم است و بر توهم می افزاید.

تکنیک سینما بسیار پیچیده است و قابیلیتهای فراوانی دارد. شاید فیلمسازان بتوانند برای ما توضیح دهند که چگونه می توان ذهن و قلب تماشاگران را با سینما تسخیر کرد. شاید آنها بتوانند توضیح دهند که چگونه  می توان با ارائه تصویری محدود از واقعیت کاری کرد که مخاطب آن را به همه چیز تعمیم دهد. این شایدی که می گویم به خاطر این است که شک دارم. زیرا فکر می کنم سینماگران نیز خود مستغرق در توهم سینمایی هستند و تصاویر ذهنی خود را واقعیت می پندارند.

دوربین، مونتاژ، قاب تصویر، قصه، درام، موسیقی و همه عناصر سینمایی قابلیتهای گوناگونی برای ترسیم یک فضای وهمی واقع نما در فیلم دارند. اما ابزار سینما با همه پیچیدگی هایش محدودیتهای فراوانی دارد.فیلم حدود نود دقیقه است.کادر تصویر محدود است. پرسوناژهای محدودی در فیلم جا می گیرند و انتخاب یک داستان به معنی چشم پوشی از داستانهای دیگر استو...

همه ما می دانیم که عالم واقعیت که بهتر است به آن عالم شهادت بگوییم(در مقابل عالم غیب) محدود به ذهن بشر نیست و اگر فیلمساز بخواهد فیلمی بسازد که حاکی از واقعیت باشد، به دلیل محدودیتهای سینما ناچار است دست به گزینش بزند. گزینش قصه، گزینش کاراکتر، گزینش نماها و ... اما این گزینش طبق صورت ذهنی و نفسانی کارگردان صورت می گیرد و در این معنا سوژه است که به ابژه سینمایی صورت می بخشد. شهید سید مرتضی آوینی در این باره می گوید: « با مونتاژ دروازه سوبژکتیویته به روی بشر باز می شود و این دروازه هنر به معنای مصطلح است.، چرا که هنر امروز جز با سوبژکتیویسم تحقق نمی یابد و حتی در فیلمهای رئالیستی یا نئورئالیستی نیز، این فیلمساز است که خود را در واقعیت خارج جست و جو می کند»(2)

اما با این همه نمی توان درباره سینما قول جزمی صادر کرد که سینما سراسر توهم محض است. تکنیک سینما بالقوه های فراوانی دارد که هنوز به فعل نرسیده است و به همین دلیل حیات آن ادامه دارد و هنوز جذاب است. هنوز مخاطبان سینما از دیدن تصاویر بدیعی که آنها را به عالم خیال ببرد و از دنیای واقعی غافل سازد لذت می برند و اهالی سینما نیز هر روز به مدد تکنیک سینما عده ای را سرگرم شعبده بازی جدیدی می کنند. بگذریم از اینکه روشنفکران بومی ما (!) سنگ سینمای رئالیستی و نئورئالیستی ای را به سینه می زنند که عمر آن سالهاست به پایان رسیده و سینمای مسلط دنیا هالیوود است با بتمن و ترمیناتور و مرد عنکبوتی و آواتار و 2012 . و عجیب نیست که اتفاقا همین سینمای عقب افتاده مورد حمایت جشنواره های آمریکایی و اروپایی قرار می گیرد و فورا فیلمسازان مقلد و پیرو سر از تخم در می آورند و با دوربین روی دست و گنجاندن چند نمای دست زدن زن و مرد به هم و چند تکنیک تاریخ مصرف گذشته ی دیگر، به ترسیم یک جامعه پر از دروغ و خیانت و کثافت می پردازند که این جامعه توهمی جز در خیالات سیاه و تاریک خودشان امکان تحقق ندارد.

سینمای ایران اگر می خواهد از بن بستی که گرفتار آن است نجات یابد باید  در تکنیک سینما دست به کشف و خلاقیت بزند و با شناخت بالقوه های تکنیک سینما، سینمای جدیدی ابداع کند، که این جز با نظر به تاریخ و فرهنگ ملی و آیینی ممکن نیست.

 

پاورقی:

دکتر رضا داوری، اتوپی و عصر تجدد، ص 49

سید مرتضی آوینی، آینه جادو، جلد اول، ص 28

------------------

پس نوشت:

1- این مطلب در مجله سینما رسانه منتشر شد.

2- امیدوارم حالمون بهتر شه. اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک!

  • سید علی سیدان

نظرات  (۲)

یا دلیل المتحیّرین...
همین!

پاسخ:
أفوض امری الی الله...
سلام
بسیار خوب .
تابستان پارسال به این نتیجه رسیدم که ما باید در تکنولو‍ژی سینما و ایدئولوژی سینما انقلابی عظیم برپاکنیم. و چه زیبا ضرورت آن را بیان فرموده اید. روزی این اتفاق خواهد افتاد.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی